عشق خدا(عرفانی)

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ...

آیت الله بهجت
نویسنده : عبد - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

بسم الله الرحمن الرحیم
به نقل از   http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir

ویژگى هاى اخلاقى و عرفانى

تقوا و خودسازى

آیة الله بهجت از نوجوانى به میدان خودسازى گام نهاد و به همان اندازه که به فراگیرى علوم الهى جدّیت داشت، به تزکیه نفس و خودسازى همّت گماشت به گونه اى که در پرتو علم و تقوا، در همان اوان جوانى در نجف اشرف، کراماتى از او ظاهر گردید.

برخى از شاگردان معظم له به نقل از آیة الله عباس قوچانى مى گویند:

«وقتى که آقاى بهجت خیلى جوان بودند و هنوز سنّشان به بیست سال نرسیده بود، به مقاماتى رسیده بودند که ما به واسطه ارتباط نزدیک و رفاقت صمیمانه اى که داشتیم، اطّلاع پیدا کردیم و ایشان از من عهد شرعى گرفتند تا زنده هستند، آنها را جایى نقل نکنم و به نظرم همین موت اختیارى را مطرح مى کردند».

عبادت

یکى از مهمترین عوامل موفقیت این شخصیت ارزنده تقید و تعبد اوست. ارتباط استوار با خداوند متعال، ذکرهاى پى در پى، به جاى آوردن نوافل، شب زنده دارى هاى کم نظیر از ویژگى هاى وى باشد. سال هاى سال است که نماز جماعت او از پر شورترین، با صفاترین و روح نوازترین جماعت هاى ایران اسلامى است. در این نماز، گاهى صداى گریه آیة الله بهجت با گریه و ناله غم انگیز نمازگزاران همراه مى شود و روح ها به پرواز در مى آیند.

چشم ها به اشک مى نشیند، فضاى دل ها بارانى مى گردد و قطره هاى درشت اشک بر دامن سجاده ها مى ریزد. چنین فضاى معنوى روح نوازى را تا کنون در هیچ نماز جماعتى ندیده ایم، و بى جهت نیست که در مسجد او بسیارى از اوقات جا براى نمازگزاران تنگ مى شود و برخى که به امید کسب فیض از این نماز پر معنویّت، از راه هاى دور آمده اند، مجبور به ترک مسجد مى گردند[11].

نماز جماعت آیة الله بهجت، همواره مورد توجه بزرگان و عالمان ربانى بوده است.

بسیارى از بزرگان همانند علامه طباطبایى، آیة الله بهاءالدینى، شهید قدوسى، علامه حسن زاده آملى، آیة الله جوادى آملى و... در آن شرکت مى کردند و عنایت خاصى به نماز جماعت وى داشتند.

این فقیه عبادى درباره این عبادت ارزشمند گفته است:

«اگر سلاطین عالم مى دانستند که انسان در حال نماز چه لذت هایى مى برد، هیچ گاه دنبال این مسائل مادى نمى رفتند.»

زهد و ساده زیستى

یکى از ویژگى هاى اولیاى خدا آن است که به درون دنیا مى نگرندآن گاه که مردم آن را مى بینند و خود را سرگرم امروز ساخته، و در انبوه ظلمت هاى غفلت و تشریفات زندگى و آزمندى هاى آن غرق و سرگردانند.

آیة الله بهجت یکى از برجسته ترین چهره هاى زاهد و وارسته زمان ما مى باشد که حشمت علم و فضایل او، ده ها سال است که در قلمروهاى گوناگون و مجامع دینى و مذهبى مطرح است. وى چنان در جاذبه معنویات قرار گرفته و حقیقت و باطن دنیا را دریافته است که ذرّه اى به تعلقات و مادیات آلوده نگشته و از هر چه رنگ تعلق گرفته، آزاد است. او نه تنها چنین اندیشیده و از دنیا و مظاهرش گریزان است، بلکه در عمل و زندگى معیشتى نیز در همین راستا در حرکت است. زندگى ساده او در خانه اى قدیمى و محقر گواهى صادق بر روح زاهدانه این پیر فرزانه است.

هنوز هم گلیم هاى 40 سال قبل در 2 یا 3 اتاق کوچک آن به چشم مى آید و دیوار کهنه و فرسوده خانه از سابقه طویل آن حکایت مى کند.

اشیایى در این منزل دیده مى شوند که از 50 سال پیش بدین سو، به این مرجع تقلید اسلامى، وفادار مانده اند و از زندگى او خارج نشده اند.

با توجه با کسالت آیة الله بهجت، دیدارهاى وى بسیار تقلیل یافته است و از آن سو به علت کوچکى منزل، محل این دیدارها، در مسجد در نزدیکى محل زندگى او در نظر گرفته شده است. این مسجد که امروزه فاطمیه خوانده مى شود، خاطرات فراوانى را با این انسان بزرگ، در سینه خویش به یادگار نهاده است[12].


 
 
آیت الله بهاءالدینی(3)
نویسنده : عبد - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

بسم الله الرحمن الرحیم
به نقل از   http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir


 
اندیشه هاى آسمانى

اینک نگاهى درس آموز به قریب یک قرن عشق و اندیشه و تجربه و تلاش مى کنیم حرفهایى گوارا از اندیشه هاى ناب و نورانى او بهره مى بریم

«باید از سرعت بى مورد و تند خواندن مضرّ پرهیز کرد توجه به کمیت و مقدار نداشت، به کیفیت و چگونگى تحصیل اندیشید خوب خواندن و دقت لازم موجب تشویق در ادامه تحصیل شده، توفیق انسان را زیاد مى کند، عمق بیشترى براى دانش ایجاد مى شود و تحصیل و تدریس موفق پیدا مى کند و سرانجام در جامعه مفید مى گردد
بنده در نوجوانى، با نشاط فراوان، حدود شانزده ساعت کار علمى و فکرى داشتم و مجهولات و نقاط ابهام درسهایم را به این طریق حل مى کردم نشاط درس براى تحصیل انسان بسیار مفید و ضرورى است انسانى که با نشاط است، خوابش کم اتلاف وقتش کم و صحبتهاى غیر ضرورى اش کمتر است و تمام همتش درس است و تحصیل»

«بنده قبل از سال 42، درس خارج فقه داشتم یک سال هنگام شروع، احساس کردم ساعت درس بنده با درس آقا روح الله ]خمینى [همزمان است، به خاطر تقویت درس ایشان و احترام به آن بزرگوار، درس خود را تعطیل کردم

پس از پیروزى انقلاب - چون دادگاههاى کشور به نظر روح الله عمل مى شد - بنده درس خارج قضا را تعطیل کردم، مبادا نتیجه بحث ما مخالفت با نظرهاى ایشان تلقى شود و موجب اختلاف و یا تضعیف نظام گردد

با اخلاص بسیار و سوز فراوانى که حاج آقا روح الله داشت، براى بنده روشن بود که ائمه، همیشه پشتیبان او خواهند بود از این رو تبلیغات بعضى را براى مرجعیت افراد و قائم مقامى آنها، کارى پوچ و بى حاصل مى دانستم مى دیدم که خدا در این کار نظر ندارد و موفق نمى شوند از همان زمان رهبرى را در آقاى خامنه اى مى دیدم چرا که ایشان ذخیره الهى براى بعد از امام بوده است باید او را در اهدافش یارى کنیم

باید توجه داشت که مخالفت با ولایت فقیه کار ساده اى نیست هنگامى که میرزاى شیرازى بزرگ مبارزه با دولت انگلستان را از طریق تحریم تنباکو آغاز کرد، یک روحانى با او مخالفت نمود و میرزا با شنیدن مخالفت او وى را نفرین کرد همان نفرین باعث شد که نسل او از سلک روحانیت محروم شوند پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند»

«آن موقعى که دست چپ و راستم را نمى شناختم، خداوند متعال مکرر مرا یارى کرده، اکنون اگر بخواهم سراغ وسیله بروم و از او کمک بگیرم، شقاوت است او از وضع من آگاه است و قادر به بر طرف کردن مشکل زندگى من است

چسبیدن به این و آن - در جایى که باور قلبى دارم که حاکمیت مطلق از اوست- خطاست
ما در مسأله مالى - به خاطر تجربیات گذشته - خاطر جمع بودیم که خداى تعالى ما را رها نمى کند ، وظیفه اى را که از طرف خدا بر دوشمان گذاشته شده است، باید بخوبى انجام دهیم تا ببینیم چگونه از ما پذیرایى مى شود آیا کسى که از طرف خداوند مأمور تبلیغ و ارشاد مردم مى شود و از دین و عقاید مردم دفاع خالصانه مى کند، ذات اقدس الهى وى را رها کرده و از او غافل مى شود؟!»


«هیچ چیز به اندازه عمل انسان در ساختن دیگران مؤثر نیست رفتار و حرکات یک انسان وارسته تبلیغ وارستگى است : «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم» این که تمام روحانیت به حضرت امام - قدس سره - توجه دارند و ایشان را به عنوان الگو پذیرفتند و به خاطر ادعاهاى امام نیست به خاطر عمل ایشان است آنچه به ایشان این جنبه را داده است - اعمال و رفتار ایشان است ما بیش از شصت سال امام را مى شناختیم ایشان از ابتداى امر متعبد بودند همه مى گفتند ما چنین مرد حکیمى که تا این اندازه به مسائل ائمه و اوضاع امور وارد باشد سراغ نداریم از نظر اخلاق هم ایشان بى نظیر بودند در جلسات نشست امام هم با شاگردانش، مسأله استاد و شاگرد اصلا براى امام موضوع نداشت گاهى ریاست جلسه به دست شاگردان مى افتاد

از ابتداى تأسیس حوزه علمیه قم تاکنون ما براى امام نظیر نیافتیم و همه به خاطر خودسازى و تهذیب ایشان بوده است»،
« بعد از امام اگر بشود به کسى اعتماد کرد به این سید (آیة الله خامنه اى) است ایشان از همه افراد به امام نزدیکتر است کسى که ما به او امید داریم آقاى خامنه اى است باید به او کمک کرد که تنها نباشدشما از ما قبول نمى کنید و تعجب مى کنید ولى این دید ماست نزد ما محرز است سید على خامنه اى»


رهبر عزیز انقلاب حضرت آیة الله خامنه اى حفظه الله چون به شهر قم تشریف فرما مى شوند، خود به دیدار حضرت آیة الله بهاءالدینى مى روند و با شور و شوقى بسیار در محضر ایشان، سخن از رؤیاى بسیار دور حوزه علمیه قم و امام راحل رحمة الله علیه مى گویند


پندهاى عارفانه

سید رضا بهاء الدینى


باهم از سخنان نور آفرین و پندهاى عارفانه حضرت آیة الله بهاءالدینى بهره مى بریم :

«خداوند در وجود افراد استعدادهایى خاص قرار داده است که باید آنها را فهمید و به دست آورد و از جهاتى نیز آنان را محروم کرده است بنده در جوانى با کسى ملاقات کردم که از نظر درسى شاید بیست بار کتاب «سیوطى» را درس گرفته بود اما به قول خودش چیزى از آن فرانگرفته بود ولى همان شخص در معمارى آن چنان مهارت داشت و در دقت و سرعت عمل قوى بود که قسمتى از ساختمان مدرسه فیضیه را بر عهده او گذاردند، توانست بخوبى آن را انجام دهد، به طورى که آن قسمت هیچ عیبى نکرده و از استحکام، ظرافت و زیبایى خوبى برخوردار است
اعتقاد به تقدیرات الهى، زمینه هاى خیرى براى انسانها فراهم مى کند بسیارى از حوادث که اطراف ما مى گذرد موجب خیر و صلاح است هر چند در ظاهر تلخ و ناگوار باشد
کارها انجام مى شود و روزگار مى گذرد اما آنچه براى ما مى ماند نیات ماست انسان در گرو نیات خویش است مواظب باشیم نیت کار خلاف، حرف خلاف و اندیشه خلاف نداشته باشیم
تا انسان مراحلى از سازندگى را طى نکرده است نباید در کارهاى اجتماعى وارد شود باید درسها را با حوصله و دقت خواند، از محضر استاد استفاده برد با او بود و حرکاتش را دید تا در نفس انسان تأثیر کند اگر از خود غفلت کنیم عاقبت خوبى نخواهیم داشت با تهذیب نفس است که علم به بار مى نشیند و قدرت مفید مى شود و خدمت ارزش مى یابد

فقر و تنگدستى اصلاح کننده طلبه است و عزت نفس و مناعت طبع امرى لازم و ضرورى براى اوست تکامل در نتیجه فشار است اگر پیشروى مى خواهید باید سختى بکشید

ما تجربه زیادى به دست آورده ایم و وجدان نموده ایم که براى رهایى از مشکلات راههایى هست که بهترین آنها را خود حس کرده ایم و به کمک آنها به حاجت هایمان رسیده ایم :«نذر کردن گوسفند براى فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پى در پى، پرداخت صدقه و ختم صلوات»
 

 

 


 
 
علامه طباطبایی
نویسنده : عبد - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

بسم الله الرحمن الرحیم
به نقل از   http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir


جلوه هاى جاودانه

(داستانهایى از زندگانى علاّمه)

علامّه طباطبایى این عالم سترگ و تابناک، چهره اى الهى بود که با دو بال قرآن و عترت پرواز کرد. به بلنداى جاودانگى و ابدیت رسید و براى همیشه اسطوره اى شکوهمند گردید. در این فرصت برآنیم تا گوشه هایى از زندگى سراسر روشن او را یادآور شویم:

الف) ارادت به اهلبیت (علیهم السلام)

استاد هفته اى یک بار - حداقل - به حرم حضرت معصومه (علیها السلام) مشرف مى شد. پیاده مى رفت و در بین راه اگر پوسته پرتقال یا خیار و یا موز مى دید با ته عصا آن را از مسیر مردم کنار مى زد. در ایّام تابستان غالباً به مشهد مقدّس مشرف مى شد. شبها به حرم امام رضا (علیه السلام) رفته، در بالاى سر مى نشست و با حال خضوع و خشوع به دعا و زیارت مى پرداخت. به پیامبر (صلى الله علیه وآله)و ائمه (علیهم السلام)علاقه بسیارى داشت و با کمال ادب و احترام از آنها نام مى برد، در مجالس روضه خوانى شرکت مى کرد و براى مصایب اهل بیت شدیداً اشک مى ریخت»([8]).

«علاّمه در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدّس حضرت معصومه (علیها السلام) افطار مى کرد. ابتدا پیاده به حرم مطهر مشرّف مى شد، ضریح مقدّس را مى بوسید سپس به خانه مى رفت این ویژگى اوست که مرا بشدّت شیفته ایشان نموده است»([9])

«فعالیتهاى شبانه روزى علمى، او را از توسّل در عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و ولایت باز نمى داشت. ایشان موفقیّت خویش را مرهون همین توسّلات مى دانست. و آنچنان به سخنان معصومین احترام مى گذاشت که حتى در برابر روایات مرسل و ضعیف السند هم به احتمال این که از بیت عصمت صادر شده است، رفتار احتیاط آمیزى داشت. و برعکس کوچکترین سوء ادب و کژاندیشى را نسبت به این دودمان پاک و مکتب پرافتخار تشیّع قابل چشم پوشى نمى دانست...»([10])

«آن گاه که نام یکى از معصومین(علیهم السلام) برده مى شد اظهار تواضع و ادب در سیماى ایشان مشهود مى شد و نسبت به امام زمان (علیه السلام)تجلیل خاصى داشته مقام و منزلت آنها و حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) و حضرت صدیقه کبرى (علیها السلام) را فوق تصور مى دانستند. یک نحو خضوع و خشوع واقعى نسبت به آنها داشته و مقام و منزلت آنان را ملکوتى مى دانستند»([11]).

ب) شرح صدر علاّمه

یکى از شاگردان ایشان که مدت سى سال با استاد مأنوس بوده، پیرامون خصوصیّات اخلاقى آن عالم فرزانه چنین نوشته است:

«علاّمه انسانى وارسته، مهذّب، خوش اخلاق، مهربان، عفیف، متواضع، مخلص، بى هوا و هوس، صبور، بردبار، شیرین و خوش مجلس بود. من در حدود سى سال با استاد حشر و نشر داشتم... به یاد ندارم که در طول این مدت حتى یک بار عصبانى شده باشد و بر سر شاگردان داد بزند یا کوچکترین سخن تندى یا توهین آمیزى را بر زبان جارى سازد. خیلى آرام و متین درس مى گفت و هیچ گاه داد و فریاد نمى کرد، خیلى زود با افراد انس مى گرفت و صمیمى مى شد. با هرکس حتى کوچکترین فرد طلاّب چنان اُنس مى گرفت که گویا از دوستان صمیمى اوست... گاهى که به عنوان استاد مورد خطاب قرار مى گرفت مى فرمود: «این تعبیر را دوست ندارم ما اینجا گرد آمده ایم تا با تعاون و همفکرى، حقایق و معارف اسلامى را دریابیم» استاد بزرگوار بسیار مؤدب بود به سخنان دیگران خوب گوش مى داد، سخن کسى را قطع نمى کرد و اگر سخن حقى را مى شنید تصدیق مى کرد، از مباحثات جدلى گریزان بود ولى به سؤالها، بدون خودنمایى پاسخ مى داد»([12]).

یکى از شخصیتهاى مارکسیست با علامه به بحث و گفتگو نشسته بود و سرانجام موحد و مسلمان گردید هنگامى که یکى از دوستان او پیرامون مناظره و گفتگوى دوست خود با علامه پرسش کرد، وى شخصیت علامه را اینگونه بازگو مى کند:

«آقاى طباطبایى مرا موحد کرد. هشت ساعت ما با هم بحث کردیم. یک کمونیست را الهى و یک مارکسیست را موحد کرد او حرف توهین آمیز هر کافرى را مى شنید و نمى رنجید و پرخاش نمى کرد.»([13])


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →